تبليغاتX
دئنا (فرشته نیایش) - احساس....

خدای قشنگم.....

من دیدم تو را

که

لبخند می زدی به احساس های من ،

من شنیدم

که

هزار بار می گفتی : دوستت دارم!

من احساس کردم

کاملا احساس کردم

که
دست های لرزانم را گرفتی و... تابستان شدم!

من دیدم ، شنیدم و کاملا احساس کردم.....

من....

چند روزی با این واژه های سر به هوا

دست و پنجه نرم کردم

تا نمازم را با این جمله پایان دهم :

دوستت دارم!

 

 

 

+ نوشته شده در  جمعه بیست و یکم مهر 1385ساعت 14:6  توسط دئنا | 
 
صفحه نخست
پست الکترونیک
آرشیو
عناوین مطالب وبلاگ
درباره وبلاگ
رب اشرح لی صدری
و یسرلی امری
وحلل عقده من لسانی
یفقهوا قولی..........
این وبلاگ رو به مادرعزیزم و به تمام دوستهای زندگیم تقدیم می کنم.تمام دوستهایی که همیشه به من درست زندگی کردن رو یاد دادن و همیشه من رو دوست داشتن .به تمام کسانی که فقط یک بار تو زندگیم دیدمشون ولی تاثیرشون اونقدر تو زندگیم عمیق بوده که هرروز به یادشونم. به تمام کسانی که هیچ وقت نتونستم حق دوستیشون رو به جا بیارم.به تمام کسانی که هیچ وقت نفهمیدن احساس من چی بود.امیدوارم اگرکسی رو ناراحت کردم با تمام وجودش من رو ببخشه....


نوشته های پیشین
تیر 1388
مهر 1387
شهریور 1387
خرداد 1387
اردیبهشت 1387
فروردین 1387
شهریور 1386
بهمن 1385
مهر 1385
شهریور 1385
مرداد 1385
تیر 1385
پیوندها
« خـــدا بـا من اسـت »
خدا میدونه چی میشه...
در آغوش خداوند
و خدایی که در این نزدیکی است
خداوند مظهر عشقه
بزم خدا
عشق خدائی و اندیشه های زیبا
آمده ، یار آمده در بگشایید
بیکران مهر
سکوت حیرت
محبت
لولیان
شابا
کهکشان سرخ
خرمگس دعا خوان!
!!من و زندگیم!!!
کوه روان
كمكم كن خُدا
oraalley
الهی نامه
عشق می بايد اين روزگاران خدا را
 

 RSS

POWERED BY
BLOGFA.COM